برنتانو و نظریه التفاتی بودن آگاهی
48 بازدید
محل نشر: مدرس علوم انسانی » زمستان 1379 - شماره 17 »(14 صفحه - از 133 تا 146)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
زبان : فارسی
در سال 1874 میلادی، «فرانتس برنتانو»نظریه«التفاتی بودن»را در فلسفه ذهن مطرح کرد. این مفهوم بعدها به مفهومی کلیدی در فلسفه پدیدار شناسی تبدیل گردید که به وسیله شاگرد برنتانو، «ادموند هوسرل»تأسیس شد. بر مبنای نظریه«التفاتی بودن»، تمایز بین حالات نفسانی و پدیده‏های فیزیکی در التفاتی بودن حالات نفسانی و غیر التفاتی بودن پدیه‏های فیزیکی است.هر حالت نفسانی مانند تفکر، عشق، نفرت، امید و آگاهی دارای نوعی سمتگیری است و رو به چیزی دارد:تفکر درباره چیزی است؛چیزی معشوق یا منفور می‏شود؛و انسان به چیزی امید و از چیزی آگاهی دارد. از منظر برنتانو، متعلّق حالات نفسانی لزوما وجود خارجی ندارد:انسان به اسب تک شاخ می‏اندیشد، اما اسب تک شاخ وجود خارجی ندارد.بنا بر این«التفاتی بودن»یا«دربارگی»، جهتگیری حالات نفسانی به سوی اموری است که ممکن است وجود خارجی داشته یا نداشته باشند.