شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ مسؤولیتهای آینده
25 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان فرهنگی ) فروردین و اردیبهشت 1376 - شماره 132
تعداد شرکت کننده : 0

شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ مسؤولیتهای‏ آینده

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

حضرت آیت الله خامنه‏ای آذر ماه گذشته در سالروز تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی‏ ترکیب تازه شورای عالی انقلاب را به منظور ایجاد تحرک،نوآوری و تدبیر برتر در سیاستهای فرهنگی کشور تعیین فرمودند.

رهبر انقلاب نخستین وظیفهء شورای عالی را در دور جدید،تدوین شرح وظایف و ترسیم‏ خطوط کلی فرهنگی کشور ذکر کردند و در دیدار با اعضای این شورا بر ایجاد ستاد مرکزی‏ مدیریت فرهنگی برای مقابله برنامه‏ریزی شده‏ با هجوم دشمنان اسلام و هدایت دستگاههای‏ مسؤول کشور در مسایل فرهنگی تصریح‏ فرمودند.

«کیهان فرهنگی»به منظور آشنایی‏ خوانندگان با اقدامات این نهاد،مبادرت به‏ نظرسنجی از همهء اعضای شورای انقلاب‏ فرهنگی کرد.آنچه می‏خوانید،پاسخ عده‏ای از اعضای این شوراست که تا زمان چاپ به‏ دستمان رسیده است.

چه تحولات و پدیده‏هایی در عرصهء فرهنگ موجب شد تغییراتی در ترکیب اعضای‏ شورای عالی انقلاب فرهنگی به وجود آید؟

دکتر داوری:مقام معظم رهبری مصلحت دانستند که در ترکیب اعضای شورای عالی تغییراتی پدید آید.

شورای عالی از ابتدا تا کنون بیشتر به مسائل‏ دانشگاهها و آموزش عالی پرداخته است،شاید نظر معظم‏له این بوده که شورا به مسائل فرهنگ عمومی و رسانه‏ها و فیلم و سینما و کتاب و امثال این امور بیشتر توجه کند.

دکتر احمدی:مقام معظم رهبری همواره توجه و عنایتی ویژه به امور فرهنگی دارند.ما نیز معتقدیم‏ وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیدن به مسائل‏ خاص فرهنگی است که در بستر اجتماع در جریانند و از طریق قانون قابل رسیدگی نیستند.شورای عالی‏ انقلاب فرهنگی باید افزون بر کارهای اجرایی،بر تدوین فرهنگ عمومی و تغییر و تحول نظام آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی نظارت داشته باشد.

نظر مقام معظم رهبری نیز این بوده است که این شورا در اولویت نخست به امور فرهنگی بپردازد و کارهای‏ اجرایی دیگر را در اولویتهای بعد قرار دهد.

تصور می‏شود توسعه فرهنگی‏ همگام با توسعه اقتصادی مورد توجه قرار نگرفته.

به نظر شما تعامل میان توسعه فرهنگی و توسعه‏ اقتصادی چگونه است؟

آیت الله جنتی:در زمینهء توسعه فرهنگی به ویژه در

بعد امور دینی و اخلاقی بسیار کم کار شده است.اگر بودجه‏های مصرف شده در دو بعد اقتصادی و فرهنگی‏ مقایسه شود واقعا وحشت‏آور و تأسف انگیز است،ولی‏ در نظام جمهوری اسلامی و تحت نظر ولایت فقیه‏ عادل می‏توان آنها را متعادل کرد.البته کیفیت کار احتیاج به تحقیقات کارشناسانه دارد؛باید از عناصر فرهنگی-دینی،متعهد،مجرب،مبتکر و آشنا با مسائل کنونی داخل و خارج از حوزه و دانشگاه و مراکز و تشکیلات متنوع مربوط و به طور خلاصه همهء کسانی که به نوعی می‏توانند نقشی در ایجاد حرکت‏ سازندگی معنوی داشته باشند،دعوت شود،و از آنان‏ خواسته شود بررسی و تحقیق کنند و نتیجه را در مدت‏ محدودی ارائه دهند و سازمانی مرتبط به مقام ولایت‏ جهت سامان بخشیدن و هدایت و مدیریت طرح با اعتبارات و حمایتهای لازم و قدرت اجرایی کافی‏ تشکیل شود.

*دکتر احمدی:جامعه در عصر کنونی محصور در مرزهای بسته‏ نیست.باید دید چگونه می‏توان‏ جامعه را در برابر هجوم بیگانه بیمه‏ کرد یا اثرپذیری آن را کاهش داد.

*دکتر داوری:کار فرهنگ،وقتی‏ سامان می‏یابد که فرهنگ را دوست‏ بداریم و با آن انس پیدا کنیم،نه‏ اینکه از آن به عنوان وسیله‏ای برای‏ رسیدن به مقاصد دیگر استفاده‏ کنیم.

دکتر داوری:برنامه ریزی در امور مادی و اقتصادی‏ آسانتر و مؤثرتر و کارسازتر است،هر چند که اگر فرهنگ،نشاط نداشته باشد برنامه‏ریزی اجتماعی و اقتصادی هم با دشواری مواجه می‏شود و به جایی‏ نمی‏رسد.من نمی‏گویم که برای توسعهء فرهنگی یا برای هیچ شأنی از شؤون فرهنگ نمی‏توان برنامه‏ریزی‏ کرد،اما فرهنگ بی‏مدد تفکر،توسعه و گسترش‏ نمی‏یابد.در شرایط کنونی گونه‏ای ملازمت میان‏ توسعه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی وجود دارد ولی‏ اینها در عرض هم نیستند و اثر و اهمیت مساوی‏ ندارند.تفکر که می‏آید توسعه اقتصادی هم حاصل‏ می‏شود،اما توسعه اقتصادی بدون تفکر و فرهنگ پدید نمی‏آید.هر چند که در عصر ما توسعه اقتصادی از جمله نشانه‏های رشد فرهنگ است.

دکتر احمدی:من معتقدم همهء اجزای جامعه در (به تصویر صفحه مراجعه شود)

ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند.مسائل اقتصادی‏ به طبع در نوع و نگرش فرهنگی افراد جامعه تأثیر می‏گذارند.هر قدر توازن اقتصادی در جامعه بیشتر باشد مسائل فرهنگی جا افتاده‏تر،ثابت‏تر و راسخ‏تر است.و به عکس هر اندازه میزان این توازن مختل‏ شود،وضع فرهنگی جامعه نیز دچار اختلال می‏شود و در نتیجه آسیب‏پذیرتر است.اما اگر عدالت اجتماعی‏ تحقق پذیرد،اصلاحات فرهنگی نیز سریع‏تر و آسان‏تر صورت می‏گیرد.

به نظر می‏رسد در مقوله فرهنگ‏ نوعی تسامح و تساهل و حتی وادادگی در جامعه‏ مشاهده می‏شود.چه تدابیری برای این مسأله باید اندیشید؟

آیت الله جنتی:دقیقا همین طور است و دلایل‏ زیادی دارد.قسمتی مربوط به ضعف فرهنگ دینی و بها دادن بیش از حد به امور مادی و اقتصادی است در حالی که زیربنای تمدن اسلامی،ایمان،عقیده، معنویت و اخلاق است.باید گروهی واجد شرایط لازم‏ برای رسیدگی به این امر مهم و زیربنایی تشکیل شود و با تلاش جهادگرانه برنامه‏های دراز مدتی برای‏ دورانهای کودکی،دانش آموزی و دانشگاهی تدوین‏ نمایند.

دکتر داوری:شاید مقصودتان از وادادگی،وادادگی‏ در صحنه علایق سیاسی است.من این را قبول دارم‏ که نوعی سردی و بی‏علاقگی در جامعه ما پدید آمده و هر کس به فکر کار خویش است و این را نشانه خوبی‏ نمی‏دانم.اما در شعر و ادب نشانه‏هایی امیدبخش هم‏ پدیدار است.یک اشکال بزرگ این است که در فلسفه و علوم انسانی هنوز کار چندان مهمی انجام نگرفته است‏ و شاید به همین جهت تحلیل وضعی که در آن به سر می‏بریم برایمان دشوار باشد.

دکتر احمدی:با گسترش ارتباطات در عصر کنونی جامعه دیگر محصور در مرزهای بسته نیست.

حال چگونه می‏توانیم جامعهءمان را در برابر هجوم‏ بیگانه بیمه کنیم و یا اثرپذیری آن را کمتر کنیم باید در زمینه‏های فرهنگی و باورهای دینی بیشتر کار کرد.

باید مقابله با هجوم فرهنگی را از خانواده شروع کرد و باید بگویم به عقیدهء بنده تسامح و یا تساهل از جانب‏ مسؤولین نبوده است.آنها در زمینه ارتقای فرهنگ‏ اسلامی تلاش زیادی کرده‏اند.

گویا نتیجهء بسیاری از فعالیتهای‏ فرهنگی در جامعه موفقیت‏آمیز نبوده.برای این‏ مسأله چه تدابیری باید اندیشید؟

دکتر گلشنی:دلیل این مطلب دو چیز است:اول‏ اینکه ما بیشتر اوقات به جای علتها به معلولها پرداخته‏ایم.در حالی که ابتدا باید علل اصلی مشکلات‏ فرهنگی را جست و سپس دنبال راه حل آنها رفت.باید اولویتها را تشخیص داد.و دوم اینکه تاکنون بر اجرای

قوانین نظارت جدی نداشته‏ایم بنابراین عملا اقدامات‏ اولیه بی‏نتیجه مانده است.ما جدا در این مورد قصور کرده‏ایم(اگر مسامحتا نگویم که مقصر بوده‏ایم).

به نظر بنده برای حل این مشکل باید اولا اولویتهای‏ فرهنگی را مشخص کرد و راههای تحقق آنها را با بررسی کامل یافت و ثانیا باید نظارتی جدی بر مصوبات‏ باشد.اصولا خود مجریان هرگز نمی‏توانند ناظران‏ خوبی برای کار خودشان باشند.همواره باید یک مرجع‏ بالاتر بی‏طرف،روی اعمال مجریان نظارت داشته‏ باشد.و واقعا مؤاخذه کند تا اینقدر ناظر تخلفات‏ وحشتناک نباشیم.

دکتر داوری:اگر بعضی اقدامات فرهنگی به قول‏ شما موفقیت‏آمیز نبوده است از آن روست که گاهی‏ می‏خواهیم با تدابیر عقل جزئی و فهم همگانی مسائلی‏ را که در حد عقل جزئی نمی‏گنجد،حل کنیم.این‏ تلقی،تلقی درستی نیست و اگر اثر و نتیجه‏ای داشته‏ باشد،این است که فرهنگ تابع سلیقه‏ها می‏شود و عالی تحت حکومت دانی قرار می‏گیرد.کار فرهنگ‏ وقتی سامان می‏یابد که فرهنگ را دوست بداریم و با آن‏ انس پیدا کنیم،نه اینکه از آن به عنوان وسیله‏ای برای‏ رسیدن به مقاصد دیگر استفاده کنیم.

بزرگترین خطری که از ناحیه‏ فرهنگ،انقلاب اسلامی را تهدید می‏کند چیست؟

دکتر گلشنی:رسیدن به اهداف فرهنگی مهمترین‏ هدف انقلاب اسلامی ایران است،پس اگر فرهنگی‏ فرهنگ انقلاب را تهدید کند،خطری جدی برای‏ انقلاب به شمار می‏آید.اکنون فرهنگهای مهاجم‏ بیگانه می‏کوشند اعتقاد مردم ما را به مبانی اسلامی‏ سست کنند.رسانه‏های عمومی غرب و سخنگویان‏ وطنی آنها این اندیشه را القاء می‏کنند که راه ورود ما به دنیای جدید غرب،تبعیت بی‏چون و چرا از فرهنگ‏ غرب و پذیرش متافیزیک علم و تکنولوژی جدید است. بدیهی است پذیرش این فرهنگ چیزی جز وداع با مبانی فرهنگ دینی نیست.

دکتر داوری:ظاهرا خطرهایی از بیرون انقلاب را تهدید می‏کند.قدرتهای سیاسی با ما سر موافقت‏ ندارند و بعضی از آنها قدرتها آشکارا با ما در جنگند.

هوای عالم غرب هم برای رشد نهال انقلاب مساعد نیست و موجهای قوی و شدید تبلیغات آن هوا را در همه جای عالم پراکنده کرده است و می‏کند.با خطر سیاسی از طریق سیاست و با اقدامات و تدابیر سیاسی‏ می‏توان مقابله کرد اما هوایی که می‏آید و در جانها اثر می‏کند و روح را مسخر می‏سازد مانعی که جلوی این‏ هوا را می‏گیرد دیوار و حصار حصین عالم دینی و تفکر معنوی و قدسی است.اگر مردمان در عالم دین و در هوای قدسی تنفس کنند باد غرب آنها را به این سو و آن سو نخواهد برد،اما اگر ارکان عالم دینی سست‏ باشد و پراکندگی و تفرقه در آن پدید آید و در حصن‏ حصین خلل وارد شود هوای غرب جز عباد مخلصون‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود)

همه را با خود موافق می‏سازد.همت ما باید صرف‏ تجدید عهد اسلامی و استوار کردن بنای عالم دینی‏ باشد این تصور که صرف وجود بعضی اشخاص مایه‏ خرابی کارها می‏شود-گرچه همواره نادرست نیست- اگر تمام فکر و ذهن را مشغول کند،چه بسا که خطر عمده را از نظرها بپوشاند و مایه غفلت از مسائل اصلی‏ شود؛خطر در همین جا پیش روی ماست و از همین‏ جا باید با آن مقابله کنیم.

آیت الله جنتی:گرایش به فرهنگ غربی و غفلت از فرهنگ اصیل اسلامی و امور تربیتی به معنای صحیح‏ آن بزرگترین خطری است که انقلاب را تهدید می‏کند. و برای مقابله با آن باید اقدام اساسی کرد.

در راه مبارزه با هجوم فرهنگی،اعتلا و ارتقای فرهنگ بومی را تا چه حد مفید و ضروری‏ می‏دانید؟

دکتر گلشنی:هم اکنون چیزی که نظر بسیاری از هموطنان ما را به خود جلب کرده زرق و برق علم و تکنولوژی غرب است.برای مبارزه با این هجوم‏ فرهنگی باید نشان داد که راه پیشرفت و رسیدن به علم‏ و تکنولوژی تنها تبعیت از غرب نیست و این را با فرهنگ بومی(اسلامی-ایرانی)هم می‏توان تأمین‏ کرد،کما اینکه جهان اسلام در چند قرن اولیه هجری‏ پرچمدار علم روز بود و عالمان فاضل و متدین مسلمان‏ آن دوران عملا علم و دین را با هم جمع کرده بودند، پس دین نه تنها مانع رشد نیست بلکه خود بهترین‏ مشوق تفکر در طبیعت و تسخیر قوای طبیعی است.

اتکاء به فرهنگ اسلامی بیش از پیش ما را به خود متکی می‏کند و از تبعیت و دنباله روی بیگانگان بر حذر می‏دارد.به نظر بنده مهمترین عامل مبارزه با هجوم‏ فرهنگی تکیه بر فرهنگ اسلامی است که«الاسلام‏ یعلو ولا یعلی علیه»را القاء می‏کند و ما را از پذیرش‏ سلطه بیگانگان و فرهنگ آنها بر حذر می‏دارد.

دکتر فاضل:هجوم فرهنگی و یا نفوذ فرهنگ بیگانه‏ در یک جامعه وقتی به آسانی امکان‏پذیر است که آن‏ جامعه با خلأ فرهنگی رو به رو باشد.یعنی باورها و اندیشه‏ها و اعتقادات سست و یا بلا تکلیف باشند.

گاهی در مورد فرهنگ طوری صحبت می‏کنیم که‏ گویی فرهنگ نوعی لباس است و می‏شود آن را به‏ راحتی درآورد و به جای آن لباس دیگری پوشید.

فرهنگ سلسله باورهایی است که ریشه در عمیق‏ترین و کهن‏ترین اعتقادات و عادات و سنتها و روشهای مردم‏ دارد.جایگزین کردن آن با باورهای متفاوت و یا نو نیاز به کاری عظیم و سترگ دارد.ابتدا باید مردم را با اعتقادات آشنا و کهن و میراث فرهنگی خودشان بیگانه‏ و ناآشنا و ناخوشدل کرد و سپس نهال جدید را در ذهن و فکرشان کاشت.اگر ما جامعه‏ای محکم و استوار داشته باشیم و به اصول اعتقادی خودمان‏ استحکام ببخشیم و در سایه آن اصول هر فرد درستکاری احساس امنییت کامل کند و با احساسی

گرم و لذتبخش و مملو از امید زندگی کند،کمتر آسیب‏پذیر خواهیم بود.

دکتر احمدی:باید اشاره کنم تنها کشورهای شرقی‏ و اسلامی با هجوم فرهنگی مواجه نیستند.حتی کشور فرانسه نیز از نفوذ سیستم‏های ماهواره‏ای آمریکا و آثار مخرب آن گله‏مند است.بنابراین توجه به حفظ و پرورش و اعتلای فرهنگ خودی،و تقویت باورهای‏ مذهبی و دینی یکی از راههای مقابله با هجوم فرهنگی‏ است.

آیت الله جنتی:ابتدا باید معایب فرهنگ در حال‏ سقوط و متلاشی غرب را مجسم کرد.این کار چندان‏ مشکل نیست،زیرا روز به روز عواقب شوم آن فرهنگ‏ برای خود غربیان نیز در حال بروز و ظهور است،سپس‏ فرهنگ قرآن را باید به درستی شناخت و به کار بست، فرهنگ بومی تا آنجا که با فرهنگ الهی مغایر نباشد منعی ندارد ولی بومی بودن خود یک اصل و یک هدف‏ نیست،باید نتایج را در نظر گرفت.

*آیت الله جنتی:گرایش به‏ فرهنگ غربی و غفلت از فرهنگ‏ اصیل اسلامی و امور تربیتی به‏ معنای صحیح آن بزرگترین خطر برای انقلاب است و باید با آن مقابله‏ اساسی شود.

آدرس اینترنتی